جدول

skann0027.jpg

 
گم می شوم در کوچه های گذر
وگام ها  آرام آرام قصه ء عبور را
در گوش شب زمزمه میکند!
صدائی نیست...نه  جز صدای جیرجیرکی
که ترانه خوان شب بود
وبیدار همیشگی!!!
وماه   گاه از پشت ابر
به لبخندی  همگام  راهم میشد
ستاره در چشمک های مداوم
حضور خویش به رخ میکشید
ومن گم کرده خویش
گم کرده راه
در میانه  حس  بودن یا نبودن
ماندن یا رفتن
جدول همیشگی زندگیم را
در ذهنی  بیقرار...حل میکنم!
حروف  و  واژه ها ی؛ بودن؛
 چه ناهمخوان وسر گردانند!!!
وجدول ذهن آشفته وبی جواب
مانده است!!
بودن یا نبودن  را ... سوالی نیست!!!
میشود؛ بود؛ مگر... در نبودن های
احساس وعاطفه؟!
میتوان؛ نبود؛ مگر در
طپش قلبی که  نا مراد
چشم دوخته بود
 به امیدهای بی نصیب
خیالهای بی حقیقت
رویاهای دست نیافتنی
آرزوهای.... بی هیچ تلاشی
آشکارا  بی سرانجام !!!
میشد بود مگر؟!....میشد نبود مگر؟!
جدول احساس وذهن
 وروح واندیشه ام را قلمی دیگر باید !!!
احساسی تازه تر...!!!
به قلم : فرزانه شیدا
دوشنبه بیستم اسفند 1386
534470e7xozyd8gy.gif
پیشاپیش سال نو را خدمت تمامی دوستان
آشیانه های شعرم  تبریک عرض میکنم
امید در سایه  لطف یگانه ی هستی
شادمانه موفق باشید
فرزانه شیدا
 
/ 0 نظر / 37 بازدید